دست نوشته های من

!عجب مردم توپی داره ایران

خدارو هزار مرتبه شکر که نمردم و تو ایران هم زندگی کردم عجب مملکت جالبیه آقا ما رفتیم بعد از مدتها یه ماشین تولید وطن گرفتیم با هزار شوق و ذوق انگار سوار بنز شدم بماند که بخاطر پلاک گذاری پیر شدم خلاصه آقا ما سوار ماشین شدیم وتو خیابون شلوغ به رانندگی کردیم چشمتون روز بد نبینه ماشین بود که میومد تو شیکم من تازه بوق هم میزدن و هر از گاهی جملاتی نثارم میکردن هنوز یه دو سه کیلومتر بیشتر نرونده بودم که دیدم انواع و اقسام چراغها تو ماشین روشن شد بنزین که نداشت(احتمالا به خاطر سهمیه بندی بوده)،چراغای دیگشم من سر در نمیاوردم که چیه خلاصه یه هفته ای ماشین تو نمایندگی خوابید(اونم به خاطر خستگی بیش از حد ماشین بود که خودش خوابش میومد وگرنه ماشین بره تو نمایندگی تو سه سوت صحیح و سالم برمیگرده!) خلاصه بعد ازین قضایا تازه فهمیدم چرا هی تبلیغ ستاد تبصره سیزده رو میذارن که با وسایل نقلیه عمومی این ور و اون ور بریم من هم مثل یک شهروند با فرهنگ عطای ماشین سواری رو به لغایش بخشیدم مثل پروانه دور اتوبوس و تاکسی میگردم!! ولی تعجبم ازین جاست که چه جوری مردم این ماشینا رو سوار میشن و به به و چه چه هم میکنن عجب مردم توپی داره ایران!
+ محسن جعفری ; ۳:٠٧ ‎ب.ظ ; دوشنبه ٢٥ شهریور ،۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()