دست نوشته های من

کلات نادر

من اهل کلات نادر نیستم اما کلات نادر را دوست داشته ، دوست دارم ، دوست خواهم داشت من درختان سپیدار سر به آسمان کشیده سررود را دوست دارم من آب سرد آبشار خانه زو را که هنوز سردی آن را در پاهایم احساس می کنم دوست دارم من قطرات آب آبشار قره سو را که در آسمان می رقصند و می درخشند و بر روی گونه هایم می ریزند دوست دارم من رودخانه ای که از میان روستای قلعه نو می گذرد و بر زیبائی های این روستا می افزاید و شالیزارهای برنج آن را آبیاری می کند و درختان سرسبز آن را سرسبزتر می کند و عتش تشنگان را رفع می کند دوست دارم من کوههای زیبای هزار مسجد که هدیه ائی از جانب خدا برای کلات است دوست دارم من سرخی لا له های دامنه های کوههای کلات را که چشمان مرا به سرخی می کشاند دوست دارم من خورشید صبح دم شهر کلات ،که از تیغ کوههای هزار مسجد می درخشد دوست دارم شالیزارهای ارچنگان زیباست آبشارهای چرم زیباست رقص ابرها چون پر در قله هزار مسجد کلات زیباست کلات نادر هزار رنگ و این رنگین کمان شمالی ایران زیباست
+ محسن جعفری ; ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٧
    پيام هاي ديگران ()